Friday, September 4, 2009

پایان نامه

عملگری که همان ترتیب است مرتبم نمی کند
به خط کش مستاصل ناظم دوره دبیرستان می ماند در صف کردن سرکشیهایمان
ساختاری که فکر من است روی عضو خنثی جمع نمی شود
به اشاره ای از میان روزنه یک مشبکه، نفسی مستانه ، می پیچد چون باد به بازی با گیسوانم
حضوری همه ساختارها را در هم میشکند
سطر ها رم میکنند
فرمولها می رقصند می خوانند
دلم سجده می کند
می رود تا دیوانگی
تا هر حکمی ، نقیضش ثابت شود
تا از این آشفتگی بی سرانجام خنده شوم
خنده اشاره ایست که قلقلکم می کند
خنده پیچیدن یاد است میان باد
ازدستان تو تا گیسوان من
...



4 comments:

  1. دلم به کوه می زند
    دلم به حاک می افتد
    ...

    ReplyDelete
  2. اگه هر حکمی بخواد نقیضش ثابت بشه، نقیض نقیض حکم که خود حکمه هم ثابت میشه که تناقضه!

    نه ولی جدی این یکی قشنگ بود :دی

    ReplyDelete
  3. khob in donyaheyee ke tu divanegie ba p o naghize p moshkel nadare mikhastam aval benvisam ta anja ke p va naghize p but nashavad didam kheli shaerane nis:P

    ReplyDelete