صادق تر اگر که باشم،
نه آتش شوقی مانده، نه توانی به گیراندن آتشی،
از این سموم که بر طرف آن بوستان بگذشت، خاکستری اگر که مانده باشد، همه ترس است از خو کردن به چهار دیوار یخ زده تنهایی
نه آتش شوقی مانده، نه توانی به گیراندن آتشی،
از این سموم که بر طرف آن بوستان بگذشت، خاکستری اگر که مانده باشد، همه ترس است از خو کردن به چهار دیوار یخ زده تنهایی
