گرمای هوا برگشته.
دلم رو خوش میکنم که هوای دستهای لرزان منو داره، اگه پاش برای رفتن میلرزه
دلم رو خوش میکنم که هوای دستهای لرزان منو داره، اگه پاش برای رفتن میلرزه
"
قلبم را در مجرای کهنه ای پنهان می کنم
در اتاقی که دریچه ئیش نیست
از مهتابی به کوچه تاریک خم می شوم
و به جای همه نومیدان می گریم
آه.....من حرام شده ام
با این همه ای قلب در به در از یاد مبرکه ما
من و تو
عشق را رعایت کردیم
از یاد مبر که ما
من و تو
انسان را رعایت کردیم
"