Monday, September 26, 2011

در آستانه فصلی سرد

گرمای هوا برگشته.
دلم رو خوش میکنم که هوای دستهای لرزان منو داره، اگه پاش برای رفتن میلرزه

Wednesday, September 21, 2011

حجاب باید کرد
از دستان متجاوز باد سرد بی مهر
که هر چه بیشتر به احیای موهای مرده ام می دمند
کمتر به داغ سر انگشتان تو شبیهند

Thursday, September 15, 2011

تا کدام بی انتها ؟
حد میزنید این مستانگی را

مستی ما از حد گذشت
جور شما را تا کدام حد پای آمدن است؟




Monday, September 5, 2011

تا نگویی که حرام شد

"

قلبم را در مجرای کهنه ای پنهان می کنم

در اتاقی که دریچه ئیش نیست

از مهتابی به کوچه تاریک خم می شوم

و به جای همه نومیدان می گریم

آه.....من حرام شده ام

با این همه ای قلب در به در از یاد مبرکه ما

من و تو

عشق را رعایت کردیم

از یاد مبر که ما

من و تو

انسان را رعایت کردیم

"

Saturday, September 3, 2011

Irene

آمد
ویران کرد
رفت



نه به آن شکوه که تو ..