زندگی سنگین است
به سنگینی سکوتی پر از نگاه
انگار باز نوبت آن است ، که دستهای مرده ام زندگی تقسیم کنند
خدایا
این تاب تاب عباسی تا کجا؟
چند بار از زمین تا آسمان و نرسیده ، باز ، تا زمین؟
می شمارم
روزها را
ونگاه ها را
که سنگین ، می گذرند
..
می شمارم
تا رسیدن اولین موی سپید
به سنگینی سکوتی پر از نگاه
انگار باز نوبت آن است ، که دستهای مرده ام زندگی تقسیم کنند
خدایا
این تاب تاب عباسی تا کجا؟
چند بار از زمین تا آسمان و نرسیده ، باز ، تا زمین؟
می شمارم
روزها را
ونگاه ها را
که سنگین ، می گذرند
..
می شمارم
تا رسیدن اولین موی سپید
