سر درد های من
ألف ليلة ... و ليلة
Monday, May 31, 2010
رویا
خیال برخاستن ندارم
میان لالایی آغوشت
یک بار
کاش می شد مرد
Monday, May 24, 2010
چه خیال ها گذر کرد
نیستی و دلم ورم می کند
نیستی و موهایم ویار شانه می کند
نیستی و درد بچه می کند
نیستی و رویاهایم را مرده می زایم
من مادر همه یتیم های عالمم
Saturday, May 22, 2010
چنین تلخ که ماییم
خوشا به حال شیرین که خسروی داشت و فرهادی
بدا به حال ما که کاراکتر های اصلی زندگی مان را در شلوغی آمد و رفت سیاهی لشکر ها گم می کنیم
Newer Posts
Older Posts
Home
Subscribe to:
Posts (Atom)