برف هم برای باریدن ناز میکند. لختی میبارد و می ایستد. حضورش انگار گلایه یست.
همین روز هاست که یک شیشه ودکا به دست، به ایستم زیر درد فروخفته آسمان، فریاد کنم که سرمایت را به جان خریدار، سفید کن، یک دست ، این زمین خاکستری را.
همین روز هاست که یک شیشه ودکا به دست، به ایستم زیر درد فروخفته آسمان، فریاد کنم که سرمایت را به جان خریدار، سفید کن، یک دست ، این زمین خاکستری را.
No comments:
Post a Comment