Monday, September 5, 2011

تا نگویی که حرام شد

"

قلبم را در مجرای کهنه ای پنهان می کنم

در اتاقی که دریچه ئیش نیست

از مهتابی به کوچه تاریک خم می شوم

و به جای همه نومیدان می گریم

آه.....من حرام شده ام

با این همه ای قلب در به در از یاد مبرکه ما

من و تو

عشق را رعایت کردیم

از یاد مبر که ما

من و تو

انسان را رعایت کردیم

"

4 comments:

  1. باز هم بگو نمی شه فهمید این کلام رو :د

    ReplyDelete
  2. باز که تم اینجا رو عوض کردی:)) هر کی ندونه فک میکنه دائم الخمری:))

    ReplyDelete
  3. خواستم به تلخی شراب تاکید کنم عکس ودکا گذاشتم

    ReplyDelete